برزگري پند به فرزند داد، کاي پسر
اين پيشه پس از من تو راست
مدت ما جمله به محنت گذشت
نوبت خون خوردن و رنج شماست
….
هر چه کني نخست همان بدروي
کار بد و نيک ، چو کوه و صداست
….
گفت چنين ، کاي پدر نيک راي
صاعقه ي ما ستم اغنياست
پيشه آنان ، همه آرام و خواب
قسمت ما ، درد و غم و ابتلاست
ما فقرا ، از همه بيگانه ايم
مرد غني ، با همه کس آشناست
خوابگه آن را که سمور و خزست
کي غم سرماي زمستان ماست
تيره دلان را چه غم از تيرگيست
بي خبران را چه خبر از خداست
" دوران بيماري و مرگ پروين"
نظرات شما عزیزان: